فرزند پروری موفق
فرزندپروری موفق مانند باغبانی کردن است. باغبان بهترین مکان را برای کاشت آماده می کند، دانه را در دل خاک می کارد و سپس فضایی را فراهم می آورد تا دانه بتواند رشد کند و به غایت خود برسد. اما نکته مهمی که در طی این فرایند وجود دارد اینست: آیا باغبان از دانه بلوطی که کاشته انتظار برداشت هلو دارد؟ قطعا جواب خیر می باشد؛ اما چه می شود که ما در تربیت فرزند بدون توجه به پتانسیل ها، توانمندی ها و استعدادهای فرزندمان، خواسته های نامعقولی از او داریم و در نهایت هم انتظار داریم او فردی مسئولیت پذیر و موفق باشد؟ کلید یک فرزندپروری موفق در پاسخگویی به این پرسش است.
یکی از مولفه های فرزندپروری موفق اینست که باید براساس یک تئوری زیربنایی و دانش علمی پایه ریزی شده باشد تا فرزندان متوجه شوند اگر والدین با امری مخالفت می کنند صرفا براساس مطلوب های شان حرفی نمی زنند بلکه اطلاعاتشان پشتوانه علمی دارد؛ در این شرایط بیشتر پذیرای سخنان آنها هستند و بدون احساس تهدید و جبهه گرفتن به حرف هایشان فکر می کنند. تئوری انتخاب به ما می آموزد که ما انسان ها همه رفتارهای مان را خودمان انتخاب می کنیم چون باور داریم که این رفتارها در تامین نیازهای اساسی مان و رسیدن ما به خواسته های مان کمک می کنند. همه افراد خانواده براساس درکی که از جایگاه خود در خانواده دارند، رفتار می کنند. در عین حال، رفتار هر عضو تاثیری ظریف بر رفتار دیگران دارد. اگر فردی رفتاری داشته باشد که دیگران آن را مشکل تعبیر کنند، تصمیمی که در قبال حل آن مشکل گرفته می شود به برداشت آنها از جایگاهشان بر می گردد. اگر برداشت نادرست باشد -که معمولا همین گونه است- می توان به راحتی دید که چگونه مسیری اشتباه انتخاب می شود. در فرزندپروری موفق، والدین با نکته سنجی و دقت به اهداف پشت رفتارهای فرزندان به آنها کمک می کنند تا درک درستی از جایگاه واقعی خود پیدا کنند تا بتوانند در حل مسائل و تصمیم گیری ها موثرتر عمل نمایند. کودکان فرصت چندانی برای ایجاد و گسترش رفتارهای غیرمفید نداشته اند؛ اگر کودکان نیاموزند که درد، ضربه و ناراحتی را تحمل کنند، دچار ناتوانی جدی خواهند شد. ما نمی توانیم فرزندانمان را در مقابل زندگی حمایت کنیم؛ بنابراین لازم است آنها را برای زندگی آماده کنیم. بنابراین اگر به خوبی آموزش داده شوند و از شرایطی خوب و حمایت کننده برخوردار باشند به سرعت می آموزند که انتخاب های مسئولانه تری داشته باشند. یک فرزندپروری موفق، فرزندپروری ای است که بستری را فراهم سازد تا فرزندان بیاموزند که آنها همواره بر آنچه انجام می دهند تا حدود زیادی کنترل دارند، تمام رنج ها و ناراحتی هایی را که اکنون تجربه می کنند خودشان انتخاب کرده اند و هر زمان که بخواهند می توانند به انتخاب های بهتری دست بزنند تا افرادی شادمان گردند.
در فرزندپروری موفق، عشق والدین به بهترین شکل می تواند از طریق دلگرمی دادن به کودک در جهت اطمینان وی به توانمند بودنش در حل مشکلات و مسائل نشان داده شود. داشتن دلگرمی برای خود والدین نیز مسئله ای بسیار مهم است؛ همین که بپذیرید شما قرار نیست والدین کاملی باشید بلکه لازم است برای بهبود تلاش کنید گامی رو به جلو در جهت دلگرمی خود برداشته اید.در فرزندپروری موفق، والدین قاطع و اطمینان بخش این گونه عمل می کنند:
فرزندان را دعوت میکنند تا ابعاد مختلف مسائل را ببینند.
می پذیرند که فرزندشان گاهی بیشتر از آنها میداند.
از مشارکت فرزندان در تصمیم گیری های خانواده استقبال می کنند.
بین طرح خواسته های خود و پاسخگویی فرزندان تعادل را رعایت می کنند.
به زبان ساده، اگر می خواهید فرزندپروری موفق داشته باشید کافیست مانند یک والد کارآمد عمل کنید؛ والد کارآمد چکار می کند؟ اطلاعات می دهد، تشویق می کند، تایید می کند. یک والد کارآمد فرزندانش را مجبور نمی کند تا طبق خواست او رفتار کنند، بلکه اطمینان دارد اگر رابطه ای امن، حمایتگرانه، مقتدرانه و صمیمی برقرار کند و در غالب این رابطه از استقلال فرزندانش استقبال کند، نظراتش را با آنها به اشتراک بگذارد و اجازه دهد آنها خودشان نتیجه گیری کنند و با پیامد رفتارهای شان روبه رو شوند، فرزندانی مستقل، مسئول، شکوفا و شاد را به ثمر رسانده است.






دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید!